دلاور
برخيز!
گابريل گارسيا
ماركز
ترجمه ی
احمد شاملو
و مرد
افتاده
بود
يكي
آواز داد:
دلاور برخيز!
و مرد هم
چنان
افتاده بود
دوتن آواز دادند:
دلاور برخيز!
و مرد هم
چنان
افتاده بود
ده ها تن و صدها
تن
خروش
برآوردند:
دلاور برخيز!
و مرد هم
چنان
افتاده بود
هزاران تن خروش
برآوردند:
دلاور برخيز!
و مرد هم
چنان
افتاده بود
:تمامي آن
سرزمينيان گردآمده
، اشك ريزان خروش
برآوردند
!دلاور
برخيز
و مرد به
پاي
برخاست
نخستين كس را بوسه اي داد
و گام در راه نهاد
در كتاب زنده باد چه
گوارا كه نوشته
هايي
در بزرگ
داشت
ارنستو چه
گواراست و فرهاد
فراهانی ترجمه
اش کرده،
پرو.
اثر
سزار واليه خو
از كشور (Masa) شعري
آمده
زير عنوان ماسا
پرو. با
توجه
به
اين كه
در همين كتاب ، اين شاعر
متولد 1895 و درگذشته به سال
1939
معرفي شده ،
اين طور
استنباط مي
شود كه
اين
شعر به
چه گوارا تقديم نشده است ،
چرا
كه
وقتي
اين
شاعر چشم از دنيا
فرو بسته ، چه
گوارا،
يازده
ساله
بوده
(متولد
چهاردهم
ژوئن 1928). به هر صورت
، شعري
كه
شاملو
ترجمه
كرده
و آن
را گابريل گارسيا
ماركز
منتسب
دانسته ،
مبهم و
مشكوك
به
نظر مي رسد.
پس با اين پيش
زمينه ها،
مي توان گفت كه اين
شعر نه
ربطي
به چه
گوارا پيدا مي
كند و نه
به
گابريل گارسيا
ماركز،
مگر اين
كه
فرض
را بر اين بگذاريم كه شاملو
آمده و
نام
شاعر را هم ترجمه كرده است!
با هم شعرؤ ((سزار
واليه خو)) را
كه در
كتاب
زنده
باد چه گوارا
آمده ، مي
خوانيم
در پايان جنگ وقتي
كه جنگجو
كشته
شد،
مردي بر بالينش آمد و
گفت : نمير،
دوستت
دارم
اما افسوس
، جسد بي جان برجاي ماند
****
دو مرد
نزديكش
آمدند و
تكرار كردند
ما را ترك نكن ،
شجاع باش ،
برگرد!
اما
افسوس
جسد بي جان برجاي ماند
****
سپس
بيست ، صد،
هزار، پانصد
هزار آمدند و
تكرار كردند
آيا اين
همه
عشق
نمي تواند
كاري
عليه
مرگ
انجام
دهد؟
اما
افسوس
جسد بي جان برجاي ماند
****
پس ،
ميليون ها تن جمع شدند،
احاطه اش كردند و
تمام شان فرياد زدند:
برادر ما
را ترك
نكن!
اما
افسوس
جسد بي جان برجاي ماند
****
پس
تمام مردان روي
زمين
جمع
شدند
جسم
غمگين
آن ها را ديد
و حركت
كرد،
به آرامي
برخاست و اولين نفر را
بوسيد
و بعد به
راه
افتاد...